مرتضى مطهري
47
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
زرى جست و از همان ساعت احساس اضطراب و دلهره كرد . آخرش ديد راحت ندارد ، آن را انداخت و راحت شد ، چرا ؟ چون امنيت نبود ، حكومت عادله نبود . از اين جهت است كه گفته شده : * ( نعمتان مجهولتان الصحة و الامان ) * . اگر امنيت نباشد مال و ثروت و زن و فرزند و خانه و مسكن ، همه و بال مىگردد . پس اين خود فلسفه اى است كه مردم چون در محيط ناامنى از نعمت بهره نبردهاند ، با خود نعمت دشمن شدهاند و طرفدارِ نداشتن شدهاند . مطلقاً اينطور است هروقت نعمتى مقارن با بلايى بشود انسان احساس شئامت مىكند ، گو اينكه اين شئامت خلط ما بالعرض به ما بالذات است . مال دوستى و حرص در دين از حرص منع شده و مورد توبيخ است . نقطهء مقابل حرص ممكن است لاقيدى و درويشى تلقى شود ، ولى حقيقت اين است كه در حرص عنصرى هست كه اگر آن را بگيريم ديگر نام علاقه به مال ، حرص نيست و آن عنصر جنبهء شخصى است كه آدمى مال را براى پر كردن شكم و عياشى و بيكارى بخواهد و يا آنكه پول را به خاطر خود پول و اندوخته كردن و ذخيره كردن بخواهد و بالاخره مال را براى شخص خود و منافع مادى خود بخواهد ، به عبارت ديگر مال را براى اين بخواهد كه بر خود بيفزايد و براى تعلق و انباشتن بخواهد نه براى وسيله . علم و اخلاق و ايمان را مىتوان براى تعلق و افزودن شخصيت خواست نه مال را . در حقيقت در اينجا علاقه به مال توأم شده با دنائت و پست فطرتى و هواپرستى و در حقيقت پول شدن و اتحاد با پول كه هيچ گونه شرافت و معنويتى وجود ندارد . در نقطهء مقابل اين است كه انسان مال را به عنوان وسيلهء فعاليت و عمل و تسهيل و توليد و بارور كردن زندگى عمومى بخواهد . در اينجا علاقه به مال توأم شده با شخصيت روحى و معنوى . مال را براى پيشرفت و